Archive for ژانویه, 2008

عشق واقعي

ژانویه 29, 2008

دوش پرسیدم ز منطق عشق چیست ؟

در جوابم این چنین گفت و گریست

لیلی و مجنون همه افسانه اند

عشق مختص حسین ابن علیست

_________

خسته شديد.تا چند روز آينده مطالب مفيدتر و بهتري برايتان ‌مي‌گذارم.فعلا كه محرمه.يكي دو روز صبر كنيد.

حكايت عبرت آميز جمجمه و امام علي

ژانویه 28, 2008

ابو رواحه انصاري از مغربي روايت مي‌كند:چون از جنگ نهروان فارغ شديم جمجمه‌اي را ديديم .حضرت فرمود :آن را بياوريد و سپس از جمجمه پرسيد كه تو كيستي
جمجمه با زباني فصيح گفت:من پرويز پرويز بن هرمز پادشاه پادشاهان بودمكه ظلم و ستم ميكردم و تمام دنيا را گرفتم.هزار شهر در
دنيا را گرفتم و هزار پادشاه را به قتل رساندم.
پنجاه شهر بنا كردم و بكارت پانصد دختر را پاره نمودم و هزار بنده رومي و هزار بنده‌ي ارمني و هزار بنده‌ي سياه را خريدم.هيچ ملكي نماند مگر من آنرا گرفتم.و بر مردمش ستم كردم.چون عزرائيل به سراغم آمد گفت اي ظالم،اي ستمكار با حق مخالفت كردي ؟تمام اعضايم به لرزه در آم.چون ملك الموت روحم را گرفت اهل زمين از ظلم من آرامش يافتند،ولي در آتش جهنم تا ابد در عذاب هستم.
خداوند 70000 نگهبان بر من گمارده كه در دست هر يك آنها گرزهايي از آتش جهنم است كه اگر بر كوه‌هاي زمين آن را بزنند. خاكستر شده و منهدم مي گردند.هر وقت يكي از آنها با آن گرز به من ضربه‌اي مي‌زند.آتش در وجودم شعله ور مي شودو ميسوزم و خاكستر مي شوم.پس خداوند متعال دوباره مرا زنده مي‌كند و مرا تا ابد عذاب منمايد. همچنين خداوند به هر موي بدنم ماري گمارده كه مرا مي گزند و عقرب‌هايي بر من مامور كرده كه نيشم مي زنند و تمام آنها را مانند افرادزنده در دنيا حس مي كنم. اين مارها و عقرب‌ها به من مي‌گويند:اين همه عذاب جزاي ظلم هايي است كه بر بندگان داشته اي .سپس آن جمجمه ساكت شد و همه‌‌ي لشگر اميرالمونين از شنيدن سخنان آن جمجمه گريه كرده و بر سر و صورت زدند.

محرم در لاهيجان

ژانویه 28, 2008

1.چهل منبر:

اين مراسم فقط مخصوص شهروندان لاهيجی است و هر کجا هم خواندم فلسفه ای برايش نيافتم و هيچ کس هم نميداند از چه زمانی رايج است . اما فرقی دارد با همه انواع عزاداريها که محوريت آن در دست خانم هاست . نه فقط حاج خانم های محترم بلکه همه جنس زنها ، دوشيزه گان و ميانسالان و پيران و کم مذهبی ها . مراسمی تماما سنتی که گاها اصل وجودی عزا را ازياد ميبرد . . مذهبی و کم مذهبی چون به جد معتقدم ، گراميداشت محرم اکنون بيشتر سنت است که خود پديده ای است قابل احترام . و شايد روشی ناشناخته در حفظ دين درست بعد از اذان مغرب قصه چهل منبر ما آغاز ميشود در حاليکه نشانه های آن از عصرش کاملا نمايان است و شهری را به تحرکی ديگر وا داشته است . در گوشه و کنار بازار شمع های ارزان قيمت بقعه ای و خرماهای فراوان در بسته بندی های مخصوص چهل تائی را به وفور ميبينی که برا ی فروش آماده است . قيمت امسالش فکر ميکنم حدود 800 تومان بود . اکنون چند سالی است که چهل منبر هر سال پيش از پيش رونق ميابد و در اين بازار حذف سنت خود نيکوست . مسير کوچه های پرده سر ، خميرکلايه ، خيابان حکيم فياض ، آقاسيد محمد ، يحيی آباد و گابنه (كه از همه جا بيشتر است)خيلی کوچه های ديگر هر سال پرشورتر از سال قبل و خانه هائی که اکنون اين کار عادت هر ساله شان شده است در محرم . شخصی که پای در مراسم چهل منبر ميگذار البته بسياری از پيرترها پياده ، چهل شمع ميخرد و چهل خرما به عبارتی يک بسته از آن که گفتم . او در گذر از کوچه های تنگ و قديمی شهرش ميبايستی به درب چهل منزل(قبلا فقط چهل سيد معروف مي گذاشتند(ازجمله خودمicon_mrgreen) مي‌گذاشتند بعد شد همه‌ي سيدا بعدم شد همه) که منبرش نمايان است برود . در روبروی درب هر خانه از اين ها تشتی است که آتشی در آن روشن و اين آتش از سوختن شمعهای فراوان است . در اين مراسم در مقابل چهل خانه ، چهل به اصطلاح منبر برپا ميکنند و در مقابل هر خانه آتشی در تشتی روشن . در داخل ظرفی که قبلا از طرف صابخانه آماده شده مقداری برنج و در ظرفی ديگر خرما گذاشته ميشود . افرادی که نذر کرده اند و به اصطلاح به چهل منبر رفته اند در گذر از کوچه های تو در تو به اين چهل خانه مراجعه و شمعی درآن تشت روشن ميکنند ( الان ديگر مياندازند و شمع خود ميسوزد ) و در مقابل مقداری برنج و يک دانه خرما بر ميدارند و پس از خواند دعائی و ادای مجدد خواسته اش اصطلاحا به منبری ديگر ميروند . اندک برنج برداشته شده از درب هر خانه آخرش ميشود مثلا به اندازه يک مشت برنج . اين برنج را به قصد برآورده شدن حاجت با خود به خانه مياورند و با برنج موجود در خانه مياميزند و فردای آن روز ميخورند . همه اش شيرين است و خاطره . تداخل زندگی و آئين های مذهبی . شبی که چهل منبر در آن است ، اگز چه شب سوگ است ، شب مهربانی و ياری نيز هست و شب آغاز مهربانی ها و ياری ها و دلبستگی ها و نگاهها ی شرمگينانه در کوچه های بی نور و در سايع فروزش شمع هائی که بر آتشدان برپای منبری ميسوزند. در لاهيجان کمتر خانواده ای است که چهل منبر را فراموش کند البته منظورم خانم هايند بيشتر و کمی از نسل جوان پسر .

2.كارب (سنگ‌زني)

اين رسم علاوه بر لاهيجان در سبزوار،سمنان و يك شهر ديگه كه اسمش يادم نيست اجرا مي‌شود.ولي آن‌ها با شيوه‌اي متفاوت كرب‌ها را بر‌هم مي كوبند.اين مراسم در شب هشتم توسط محله‌ي شعربافان اجرا مي شود.و همچنين در روز عاشورا
کرب ، پاره چوبی استوانه ای است به سنگینی 400 تا 600 گرم که از میان به دو برابر تقسیم شده و هر پاره تسمه ای چرمی پیکر خود دارد و دست کرب زن در میان آن قرار می گیرد و کرب زن می تواند به آسانی آن را بر هم بکوبد .
دو روايت براي اين مراسم روايت مي‌شود:
1.این رسم بر جا مانده از دوران سیاوش است . آن روز که پیکر خونین سیاوش را از توران به ایران می آورند سوگوارانی که در پی او روان بودند سنگ بر هم کوفته و مویه می کردند.
2.ديگري مي‌گويد:هنگامي كه حضرت زينب مي‌خواست براي اهل كوفه سخنراني كند.عده‌اي به دستور ابن زياد سنگ‌هايي را برهم مي‌زدند تا صداي حضرت زينب به مردم نرسد.در اين هنگام حضرت فرمودند:اُسكت(ساكت شو) كه بعد از اين واقعه ديگر هرچه سنگ‌ ها را بر هم زدند فايده‌اي نداشت.

3. دسته گردانی :
اين نيز جالب است.در لاهيجان از شب پنجم محرم تا شب هفتم محرم دسته است.به اين ترتيب كه هر شب يكي از دسته جات حركت مي كند.و از ساعت حدود ده حركتش را آغاز ميكند و تا حدود ساعت چهار صبح نيز ادامه دارد.هر محله‌اي مسير حركتش طوري است كه با هفت محل قديمي(ميدان،پردسر،گابنه،شعربافان،اردوبازار،خميركلايه،كاروانسابر)واميرشهيد برخورد مي‌كند.در اينجاست كه سينه زنان مي ايستند.سينه مي‌زنند و به مداحي فرد مداح گوش مي‌دهند(البته اكثرا در حال خنده و شوخي هستند).زنجيرزن ها هم در جلويشان هستند كه البته مال آن محله نيستند و توسط آنمحله كرايه شده‌اند.
ترتيب محله‌هايي كه دسته مي‌برند به شكل زير است:
1.پمپ بنزين
2.اميرشهيد
3.شعربافان
4.گابنه
5.جيره‌سر و اردو بازار
6.پردسر
7.خميركلايه
8.غريب‌آباد و خالي باغ(يا خاليباق)
9.كاروانسرابر
10.آسيد حسين و كوي زماني
11.ميدان(چهارپادشاه)

______

لطفا يه نشري چيزي بديد حتما

گربه و موش

ژانویه 28, 2008

گربه و موش عبيد زاكاني فقط با حجم 44 كيلوبايت در يك فايل زيپ.اين همه فايل گنده گنده دانلود مي‌كني كه بي فايده است.اونوقت نمي خواي اينو دانلود كني.

http://hyperupload.com/download/0211a0c837/mouse&cat.zip.html

صلوات امام چهارم

ژانویه 28, 2008

ديروز شهادت امام سجاد بود ابته به روايتي متن زير صلوتي بر اين امام بزرگوار است.

اللّهم صَلّ عَلي عَلِيِّ بْن الْحُسينِ سَيِّدِ الْعابِدينَ الَّذي اسْتَخلَصْتَهُ لِنَفْسِكَ وَ جَعَلْتَ مِنْهُ

اَئِمَّةَ الْهُديَ الّذينَ يَهدوُنَ بِالْحَقََّ وَ بِهِ يَعْدِلوُنَ اخْتَرتَهُ لِنَفْسِكَ وَ طَهَّرْتَهُ مِنَ الرِّجْسِ

وَ اصْطَفَيتَهُ وَ جَعَلْتَهُ هادِياً مهْديّاً اللّهم فَصَلِّ عَلَيْهِ اَفْصَلَ ما صلّيتَ عَلي اَحَدٍ مِنْ ذُرَّيَةِ

اَنْبيآئِكَ حَتّي تَبلُغَ بِهِ ما تَقِرُّ بِهِ عَيْنُهُ فِي الدّنْيا و الْآخِرَةِ انَّك عَزيزٌ حَكيمُ

خواب نيم روز

ژانویه 26, 2008

باز هم سعدي
يكي از پادشاهان ظالم از پارسايي پرسيد:بهترين عبادت كدام است؟
گفت:براي تو خواب نيم روز تا  لحظه اي  مردم را نيازاري
/ظالمي را خفته ديدم نيم روز/گفتم:اين فتنه است خوابش برده است به/وآنكه خوابش بهتر از بيداري است/آن چنان بد زندگاني مرده به/

سربازي

ژانویه 26, 2008

9935401.jpg

كپي و تله تكست

ژانویه 26, 2008

امروز داشتم تله تكست نگاه مي كردم كه متوجه شدم:متني درونش براي من آشناست.متوجه شدم اين مطلب به نام درددل‌هاي يك گربه را ازsorkhosefid.org كش رفته‌اند تازه بدون ذكر منبع.البته چون اين فرد توي طنزهايش از كلمات س ك س ي استفاده مي كند.يه جاهييش سانسور شد.
به هرحال از تله تكست بعيد بود.

ژانویه 26, 2008

جونم براتون بگه كه يه مطلب تو وبلاگ گذاشته بودم به نام سردسته‌ي دزدان اون رو از يه وبلاگ به اسم زير برداشته بودم:
nishonush.blogfa.ir
به هر حال رعايت چنين نكته‌اي واجب بود چون خودم يه زخم گنده از كپي  خوردم.قلبم پاره پاره شد.

شيطان

ژانویه 26, 2008

شيطان، نخستين كسى بود كه بعضى كارها را مرتكب شد و پيش از او كسى آنها را انجام نداده بود. و آنها از اين قرارند:

- اولين كسى كه قياس نمود و خود را از حضرت آدم عليه السلام برتر و بالاتر دانست و گفت : من از آتشم و او از خاك در حالى كه آتش از خاك بالاتر است .(1)

- اولين كسى كه در پيشگاه با عظمت الهى تكبر نمود و به دستور خالق خود عمل نكرد.(2)

- اولين كسى كه كه معصيت و نافرمانى خدا را كرد و آشكارا با او مخالفت نمود.(3)

- اولين كسى كه به دروغ گفت : خدا گفته از اين درخت نخوريد، چون درخت جاويد است و اگر كسى از آن بخورد تا ابد زنده مى ماند و با خدا شريك مى شود.(4)

- اولين كسى كه كه قسم به دروغ خورد و گفت : من شما را نصيحت مى كنم .(5)

شيطان اولين كسى است كه صورت هاى مجسمه و بت را ساخت

- اولين كسى كه نماز خواند و يك ركعت آن چهار هزار سال طول كشيد.(6)

- اولين كسى كه كه غنا و آواز خواند، همان زمانى كه آدم عليه السلام از درخت نهى شده خورد.(7)

- اولين كسى كه نوحه خواند و گريست ؛ چون او را به زمين فرستادند، به ياد بهشت و نعمتهاى آن نوحه و گريه كرد.

- اولين كسى كه لواط كرد آنگاه كه به ميان قوم لوط آمد.(8)

- اولين كسى كه دستور ساختن منجنيق را داد تا حضرت ابراهيم عليه السلام را با آن در آتش اندازند.

- اولين كسى كه دستور ساختن نوره را در زمان حضرت سليمان داد، براى اين كه موهاى اضافى پاى بلقيس پادشاه سبا را از بين ببرند.(8)

- اولين كسى كه دستور ساختن شيشه را داد تا حضرت سليمان عليه السلام آن را روى خندق گذارد و بلقيس را آزمايش كند.(9)

- اولين كسى كه عبادت و بندگى او، فرشتگان را به تعجب در آورد!

- اولين كسى كه به خداى خود اعتراض كرد.(10)

- اولين كسى كه شبيه شدن به ديگران را مطرح و مردم را به آن تشويق كرد.(11)

- اولين كسى كه كه سحر و جادو كرد و آن دو را به مردم ياد داد.(12)

- اولين كسى كه براى زيبايى ، زلف گذاشت .(13)

اولين كسى كه شبيه شدن به ديگران را مطرح و مردم را به آن تشويق كرد.

- اولين كسى كه نقاشى كرد و چهره كشيد.(14)

- اولين كسى كه آتش حسدش شعله ور شد.(15)

- اولين كسى كه به ناحق مخاصمه و جدال كرد.

- اولين كسى كه خداى تعالى به او لعنت نمود( و از ناراحتى فرياد كشيد.(16)

- اولين كسى كه به خدا كفر ورزيد.(17)

- اولين كسى كه گريه دروغى نمود.(18)

- اولين كسى كه عبادت و خلقت خود را ستود.

- اولين كسى كه صورت هاى مجسمه و بت را ساخت .(19)

پي نوشت ها:

1-اعراف (7)، آيه 12.

2-تفسير قمى ، ص 32، بحار، ج 60، ص 274؛ الميزان ، ج 8، ص 59.

3- حجر(15)، آيه 31.

4- طه (20)، آيه 20.

5- اعراف (7)، آيه 21.

6- نهج البلاغه ، خطبه قاصعه .

7- تفسير عياشى ، ج 1، ص 4، بحار، ج 60، ص 199، 219.

8-علل الشرايع ، ج 2، ص 233، بحار، ج 93، ص 306.

9- بحار، ج 14، ص 112.

10- سوره نمل ، آيه 44.

11- كتاب سليم بن قيس .

12- بقره (2)، آيه 102.

13- كتاب ابليس ، ص 164 و 165.

14- مكاسب ، شيخ انصارى ، مكاسب محرمه .

15- در المنثور، ج 1، ص 51؛ خصال ، ج 1، ص 50؛ بحار، ج 60، ص 222 و 281.

16- ص (38)، آيه 78.

17- ص (38)، آيه 74.

18- تفسير عياشى ، ج 1، ص 40؛ خصال ؛ ج 1، ص 50؛ بحار، ج 60؛ ص 199، 219.

19- مائده (5)، آيه 89
منبع :صالحي حاجي آبادي، نعمت الله، شيطان در كمين گاه(ما كه پول نداشتيم از كتابو بخريم از كتابخونه امانت گرفتيم.